در تاریخ 10/09/1385 نظاره گر اولین برف غیر منتظره تهران بودیم که ترافیک سنگینی را تا نیمی از شب پیش رو داشتیم .
سوپر اسپرت های پایتخت با احتیاط کامل حرکت می کردند ، بی تجربه ها در رانندگی برف ویخ هراسان ، اتومبیلشان را تسلیم برف تازه آسفالت ها می کردند ، ( تصادف ، در جا زدن ، چرخیدن )
در این میان اتومبیل هایی با قد و قامت های بلند که متعلق به عصر یخبندان هستند به راحتی طی طریق می کردند .
به نظر خیلی از جوانان ما که به رانندگی اسپرت شهری علا قه مند هستند ، اتومبیل های فورویل را به هیچ وجه قبول ندارند ، جوانانی که تیکاف کشیدن ، دریفت ، مانور ، شتاب و سرعت های بالا را دوست دارند هیچ وقت نمی توانند یک اتومبیل suv داشته باشند .
فصل زمستان که فرا می رسد و اولین برف خیا بان های شهر را سفید پوش می کند همه آرزوی داشتن یکی از این اتومبیل ها را دارند تا بتوانند با آسودگی خاطر در برف و یخ برانند و هیچ خسارتی متوجه اتومبیلشان نشود .
اتفاق جالبی که برای من در تاریخ 10/09/ افتاد این بود که 11 ساعت در پارکینگ اصلی شهر ( خیابان ولیعصر ) تلاش می کردم که به منزل برسم که بالاخره موفق شدم .
ساعت 20:15 دقیقه شب زیر پل پارک وی با پژو یکی از دوستان که قصد رفتن به غرب را داشتیم اسیر ترافیک قفل و وحشتناک خیابان ولیعصر شدیم که در ترافیک ماندن همانا به مقصد رسیدن ساعت 5 صبح همانا .
به حدی برف سنگین بود که 99 در صد اتومبیل ها را از حرکت باز داشته بود اما باز هم در جمع انبوه اتومبیل های حاضر در خیابان فورویل درایو ها بودند که حرف اول را می زدند ...............................................
ساعت 4 صبح تازه اول اتوبان نیایش بودیم ، بسیاری از اتومبیل ها پارک کردن در حاشیه اتوبان را به حرکت ترجیح داده بودند و به ندرت اتومبیل ها وارد یخ بندان اتوبان نیایش می شدند اتوبانی از جنس شیشه .
از یک طرف هوای سرد و برف تازه برای مردم جالب و دیدنی بود از طرف دیگر برای خیلی ها آزار دهنده ، که فردا باید اتومبیلشان را به صافکاری نقاشی ببرند .
اتومبیل های پایتخت شب سختی را گذراندند که مثل همه شب های پر ترافیک تهران به خاطره ها سپرده شد و فردای آن روز مردم ، زندگی عادی خودشان را در شهر ....................................................................... !
میلاد میرهاشمی